قبله ٔ حاجت

لغت نامه دهخدا

قبله حاجت. [ ق ِ ل َ / ل ِ ی ِ ج َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قبله حاجات. آنکه حاجتمندان بدو روی آورند و قضای حاجت خود از او خواهند:
خسروان قبله حاجات جهانند ولی
سببش بندگی حضرت درویشان است.حافظ.

فرهنگ فارسی

قبله حاجات آنکه حاجتمندان بدو روی آورند و قضای حاجت خود را از او خواهند.

جمله سازی با قبله ٔ حاجت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر نمودم به همه روی تو را معذورم قبله را بر همهٔ خلق نشان باید داد

💡 پس از طلوع فجر كه به بالينش مى آيند مى بينند رو به قبله خوابيده و از دنيا رفتهاست، رحمة اللّه عليه.

💡 چو روی دوست بود فارغم ز قبله ی غیر اگر چه کفر تو باشد ولی مرا دین است

💡 جهان پناها ای اهل ملک و ملت را در تو قبله اقبال و کعبه آمال

💡 نه هر  ایزدپرست ایزد پرستد چو خود را قبله سازد خود پرستد

💡 جانا رخ تو قبله خوبان کابل است زلف تو عنبریست که لالاش سنبلست

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز