قبضه ٔ بهرامی
لغت نامه دهخدا
قبضه بهرامی. [ ق َ ض َ / ض ِ ی ِ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نوعی از گرفت قبضه کمان است و آن چنان باشد که به خنصر و بنصر و وسطی قبضه را گرفت مینمایند و سبابه و ابهام را حلقه وار کرده چند تیربان میگیرند تا بوقت زود افکنی هر بار بکشیدن تیر از ترکش نیفتد و این گرفت قبضه کمان منسوب است به بهرام که یکی از استادان فن تیراندازی بوده است. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
نوعی از گرفت قبضه مکان است و آن چنان باشد که بخنصر و بنصر و وسطی قبضه را گرفت مینمایند.
جمله سازی با قبضه ٔ بهرامی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 منصور بهرامی دو سال پیاپی به ایران رفت و به اجرای تنیس نمایشی در مجموعه انقلاب پرداخت. اما مشکلاتی را سر راه دید و دیگر به ایران بازنگشت.
💡 رامین بهرامی در ۶ دی ۱۳۵۵ در تهران به دنیا آمد. هنگامی که بهرامی ۱۱ساله بود، در حالی که هیچ اندوختهٔ مالیای نداشتند، همراه با مادر و برادرش از ایران به ایتالیا گریختند. پدرش در ایران ماند و در سال ۱۳۷۰ در زندان درگذشت.