لغت نامه دهخدا
قباب لیث. [ ق ِ ب ُ ل َ ] ( اِخ ) دهی است در نزدیکی بعقوبا از نواحی بغداد و دانشمندانی بدان جا منسوبند. ( معجم البلدان ).
قباب لیث. [ ق ِ ب ُ ل َ ] ( اِخ ) دهی است در نزدیکی بعقوبا از نواحی بغداد و دانشمندانی بدان جا منسوبند. ( معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر وقتی سر از بیضهٔ وجود برآوری و به پر و بال بی خودی پرواز کنی در زیر قباب غیرت مرغان او را مشاهده کنی بازدانی که:
💡 در قباب عزتش هر چند پنهان داشتند صد کرامت بین به هر شهری کنون مشهور ازو
💡 حسب الامر المُطاع العالى، در انجام اين خدمت اقدام نموده با نهايت ياءس ازحال خويش، جز آنكه حق مجاورت قباب عاليه حضرتين عسكريّين عليهما السلام را وسيلهكنم و از آن باب عالى استمداد نمايم.
💡 آتش ز کین، به خیمهٔ بی صاحبش زدند شاهنشهی که خیمه اش این نه قباب بود
💡 ز خون خصم تو آریم لجهایکه در او قباب نه فلک آمد چو قبهای حباب