قبا بریدن

لغت نامه دهخدا

قبا بریدن. [ ق َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) جامه نو قطع کردن. || کنایه از پوشیدن. در بر کردن. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

جامه نو قطع کردن یا کنایه از پوشیدن

جمله سازی با قبا بریدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کرا بریده شود سر براو ببخشایند ز سر بریدن او کس بر او نبخشاید

💡 ذِبح به معنای گلو بریدن، و همچنین خفه کردن است.

💡 کاریست عجب، در تو رسیدن نتوان وانگه ز تو یک لحظه بریدن نتوان

💡 بباید دست او اینجا بریدن نباید این سخن از وی شنیدن

💡 شمشیر مهر زد به من بی دل و برید شمشیر نیک بود، بریدن نکو نبود

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز