قافیه اندیش
مترادفها
قافیهپرداز، شاعر
لغت نامه دهخدا
قافیه اندیش. [ ی َ / ی ِاَ ] ( نف مرکب ) آنکه قافیه سازد. شاعر:
خوش نشین ای قافیه اندیش من
قافیه ی ْ دولت توئی در پیش من.مولوی.
فرهنگ فارسی
آنکه قافیه سازد
جمله سازی با قافیه اندیش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر چه قافیه دالست یک دو جای درینشعر غرض ز شعر تو دانی نه قافیه است مجرد
💡 فضای کلی اثر در حالوهوای تکآهنگهای قبلی ساسی است و بیشتر بر محور یک ملودی شاد، پرداختن به یک موضوع عاشقانه با کنایه به تابوهایی مثل مصرف مشروبات الکلی و مواد مخدر و بازی با قافیههای بدیع، شکل میگیرد.
💡 در مقایسهای بین غزل در ادبیات فارسی با غزلوارههای سبک شکسپیر، به این نکته توجه میشود که غزل فارسی دارای یک قافیه است که همان قافیهٔ مصراع اول و بیت مطلع است؛ ولی سونت شکسپیری میتواند در کل دارای ۷ قافیهٔ مختلف باشد.
💡 بَس کن و بیش مگو گرچه دهانْ پُر سُخَنَست زانکه این حرف و دَم و قافیه هم اَغیارند
💡 شها ای آنکه چون سازم مدیحت زو همی نازم چه باک ار قافیه بازم درین کشور بمن بد شد
💡 جواب دادم و گفتم که جز هنر عیبی اگر چه قافیه ذالست نیست در محمود