جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با هجوم ارتش مغول در اواخر دهه ۱۲۳۰ میلادی، دولت بولغاریا ولگا منقرض گردید و متعاقب آن با تجزیه حکومت اردوی زرین ترکان و تاتارها، مردم تاتار در مناطق قازان، آستاراخان، سیبری، کاسیمو، کریمه، مشچِری و ناگای استپس پراکنده شدند. اما مجدداً در دهه ۱۴۳۰ میلادی این منطقه به عنوان پایگاه خانات قازان استقلال خویش را بازیافت و شهر قازان به عنوان پایتخت این منطقه انتخاب گردید.
💡 پس از سالها، نسخهٔ سومی از این کتاب در کتابخانهٔ دانشگاه قازان در روسیه کشف شد. این نسخه تقریباً کامل است گرچه برخی داستانهای فصل یک و پنج را از دست داده. در آن از خط نسخ استفاده شده و علائم نگارشی ندارد. تعداد برگهایش ۱۳۳ و در سایز ۱۹۵*۱۳۰ است. در هر برگ آن ۱۳ خط جای گرفته و سال ۹۷۴ هجری (۱۵۶۶ میلادی) روی آن درج شدهاست.
💡 اگر بخواهیم اطلاعاتی کافی در مورد رنگهای گیاهی به کار رفته در قالیهای افشار کسب کنیم، باید از رنگرزان سراغ بگیریم. کلیه رنگها را کوپ رنگی یا «قازان رنگی» میگویند. به دلیل اینکه، این رنگها را در داخل خم یا قازان تهیه میکردند.
💡 پایتخت در ابتدا سرای باتو و بعداً سرای برکه بود. این امپراتوری گسترده تحت رقابت نوادگان باتو تضعیف شد و در طول قرن پانزدهم به خانات قزاق، خانات قازان، خانات آستراخان خانات کریمه خانات سیبیر، اردوی بزرگ، اردوی نوقای و اردوی سفید تقسیم شد. روسها خانات قازان را در سال ۱۵۵۲، خانات آستاراخان در سال ۱۵۵۶، خانات سیبری در سال ۱۵۸۲، و امپراتوری روسیه خانات کریمه را در سال ۱۷۸۳ فتح کردند.
💡 این جنبش عناصر طبقاتی و ناسیونالیسم را با هم درآمیخت. پایهگذار اولیه این جنبش بهاءالدین ویسیف بود. این جنبش محبوبیت وسیعی در میان کشاورزان، صنعتگران و خرده بورژوای تاتار داشت بعد از دستگیری بهاءالدین در ۱۸۸۴، تعداد اعضا کاهش پیدا نکرد. در ۱۹۰۸ نزدیک به ۱۵٬۰۰۰ طرفدار در قازان و برخی از دولتهای آسیای مرکزی داشت.
💡 ساریزمین (مزرعهٔ زرد) یکی از محلههای شهر تبریز است که در جنوبشرق آن و در شرق محلهٔ مارالان واقع شدهاست. این محله بالای انبار متروک قورخانه و پایین کوه قازان گسترده شده و تپههای زردرنگی که پیشتر محل کاشت گندم و جو بوده، علت نامگذاری آن به این نام شدهاست.