قاری قشلاقی
لغت نامه دهخدا
قاری قشلاقی. [ ق ِ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان خروسلو بخش گرمی شهرستان اردبیل. در 50هزارگزی باختر گرمی و 30هزارگزی شوسه گرمی به اردبیل و در جلگه واقع است. هوای آن گرمسیری است و 64 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ص 345 ).
جمله سازی با قاری قشلاقی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عشایر غیر ساکن حدود هشت ماه از سال را در این شهرستان در مناطق قشلاقی و ییلاقی سپری میکنند که دارای فرهنگ خاص خویش میباشند. وجود خاک مرغوب و شنهای حاصلخیز علیرغم کمبود آب شرب و زراعی محیطی مساعد ساخته که بیش از ۳۵٪ از مردم به کارهای کشاورزی اشتغال دارند و این شهرستان یکی از قطبهای مهم کشاورزی بهشمار میرود؛ و در کنار کشاورزی و دامداری که شغل اصلی عشایر میباشد و از منابع ارتزاق آنها میباشد نیز رواج دارد و تقریباً ۲۰٪ جمعیت را به خود مشغول کرده است.