لغت نامه دهخدا
فره مروارید. [ ف َ رَ م ُ ] ( اِ مرکب ) یعنی بره مروارید که مروارید کوچک باشد. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فره مروارید. [ ف َ رَ م ُ ] ( اِ مرکب ) یعنی بره مروارید که مروارید کوچک باشد. ( یادداشت بخط مؤلف ).
یعنی بره مروارید که مروارید کوچک باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سحر و مروارید دارد گه نهان گه آشکار لاله و سنگ سیه دارد همه ساله نهان
💡 بعد از درگذشتش مجموعهٔ بسیار زیادی از اشعار او که تا آن زمان چاپ نشده بود به همت برادرش مهرداد جلالی و انتشارات مروارید به چاپ رسید.
💡 گل مروارید(به انگلیسی: Bellis) سردهای از گیاهان گلدار از خانوادهٔ کاسنیان است.
💡 صد قلزم سیماب بین بر طارم زر ریخته صد صحن مروارید بین بر بحر اخضر ریخته
💡 بس که یاد آن لب و دندان چون دُر میکنم دامن از اشک چو مروارید تر پُر میکنم