لغت نامه دهخدا
فرغ مقدم. [ ف َ غ ِ م ُ ق َدْ دَ ] ( اِخ ) رجوع به فرغ و فرغ الدلو شود.
فرغ مقدم. [ ف َ غ ِ م ُ ق َدْ دَ ] ( اِخ ) رجوع به فرغ و فرغ الدلو شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و روى همين اصل جناب زيد بن على مى فرمود: ما خاندان پيامبر در وراثت و جانشينىرسول خدا بر ديگران مقدم هستيم.(953)
💡 طربها خاک توست آنجاکه دل بیمدعا گردد درینگلشن چمن فرشست بیدل مقدم شبنم
💡 روزنش را نبود چشم بخورشید سیاه کلبه یی کان بود از مقدم یاران روشن
💡 هر صبح دم من و سر کوی بتان بلی شغلی است این که بر همهٔ کاری مقدم است
💡 ثانيا - نقيض اين قول را ديگران قائلند كه رافضه كسانى اند كه خلافت على را مقدم مىدانند.
💡 نثار مقدم او جان رسیده بود بلب ز در در آمد و بنشست یار وسویم دید