فرخان زاد

لغت نامه دهخدا

فرخان زاد. [ ف َرْ رُ ] ( اِخ ) یا فرخزاد. وی کسی است که از طرف خسروپرویز مأمور گردآوری خراج عقب افتاده گردید و به دستور شاه ظلم بی پایان کرد و اموال بسیاری از رعایا را به زور گرفت. ( از ایران در زمان ساسانیان کریستن سن ترجمه رشیدیاسمی چ 2 ص 470 ). وی ایرانی نبود و نام اصلی او چیز دیگر است و انتصاب او بر منصب گردآوری خراج در میان مردم نفرتی ایجاد کرد. ( مأخذ فوق ص 514 ). رجوع به فرخ زاد شود.

فرهنگ فارسی

یا فرخزاد. وی کسی است که از طرف خسروپرویز مامور گرد آوری خراج عقب افتاده گردید و به دستور شاه ظلم بی پایان کرد و اموال بسیاری از رعایا را به زور گرفت.

جمله سازی با فرخان زاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنگاه فرخان از هامون برخاسته به حد لفور رفت به موضعی که فیروزآباد می‌گفتند با لشکر مستقر شد و مترصد بنشست.

💡 در مدت هشت سال شهریاری فرخان کوچک نیز امویان هرگز آهنگ طبرستان نکردند.

ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز