فراموش گردیدن

لغت نامه دهخدا

فراموش گردیدن. [ ف َ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) از یاد رفتن. فراموش شدن:
سگی را لقمه ای هرگز فراموش
نگردد، گر زنی صد نوبتش سنگ.سعدی ( گلستان ).نه هر وقتم به یاد خاطر آید
که خود هرگز نمیگردد فراموش.سعدی.تو نیز ای که در توبه ای طفل راه
به صبرت فراموش گردد گناه.سعدی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) از یاد رفتن فراموش شدن ٠

جمله سازی با فراموش گردیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عهد شکوفه گرچه فراموش کم شود ما را از او بود رخ زیبات یادگار

💡 ((چگونه تو را فراموش نمايم در حالى كه تو هميشه به ياد من هستى )).

💡 تا واقف حالم بدهم جان بتو کز شوق من خویش فراموش کنم چون تو بیایی

💡 چرا بادبادک‌ها همه‌چیز را فراموش می‌کنند؟! (کودک و نوجوان)

💡 ز دلها گشت بیدادی فراموش توانگر شد هر آن کاو بود بی توش

سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز