فراز بستن
متضادها
فرود آمدن، پایین رفتن
فرهنگ معین
( ~. بَ تَ ) (مص م. ) بستن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بستن وابستن.
ویکی واژه
بستن.
جمله سازی با فراز بستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فراز فرق یکی را بصر گرفته قرار فرود پای یکیرا زبان نموده وطن
💡 که با این سپه کایدر آمد فراز به پیگار مهراج گردند باز
💡 (جودى نام كوهى است كه كشتى نوح بر فراز آن به خاك نشسته و نام آن در
💡 همه جمال تو بینم چو چشم باز کنم همه شراب تو نوشم چو لب فراز کنم
💡 هم تو در آن ملک علم بر فراز تا در اقبال شود بر تو باز