فرهنگ معین
(اِ تِ ضَ ) [ ع. استفاضة ] (مص م. ) نک استفاضه.
(اِ تِ ضَ ) [ ع. استفاضة ] (مص م. ) نک استفاضه.
نک استفاضه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دقیقه- چون عارف بدین مقام متحقق گردد، یعنی از ولایت بی واسطۀ دیگری استفاضت نور کند، اکنون از مرشد خارجی مستغنی گردد، که تصرف خارجی جهت ریاضت نفس است و صفت نفس عارف آن است که فرمود: وکلبهم باسط ذراعیه بالوصید. و دیگر مرشد از برای دلالت و هدایت و سلوک است و حال عارف ضلال و حیرت در مقام بی یبصر و بی ینطق است، و من یضلل اللّه فلن تجدله ولیا مرشدا.
💡 از چرخت استفاضت و از بحرت اجتناب هم چرخ زیر دستت و هم بحر زیر ران
💡 تا که خفاش از بصارت دور کند از سایه استفاضت نور