فتیله شدن

لغت نامه دهخدا

فتیله شدن. [ ف َل َ / ل ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به هم بسته شدن مو از بی شانگی و بی احتیاطی، مثل موی فقرای هند. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) به هم بسته شدن مو از شانه نکردن و بی احتیاطی.

جمله سازی با فتیله شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ستاره سوخته ای همچو من ندارد عشق که تار بخیه به زخمم شود فتیله داغ

💡 بی عشق عقل را هنری در دماغ نیست بد سوزد آن فتیله که از شعله داغ نیست

💡 آهی زدیم و پیرهن پاره سوختیم گو همنشین فتیله پی داغ ما متاب

💡 موضع دین دلست و مغز و دماغ همچو بزر و فتیله نور چراغ

💡 فتیله مه نو را چراغ بدر کند به شمع مهر دهد نور مه فزایی را

💡 نشسته بر سر بالین من بدلسوزی رفیق در شب غم چون فتیله بر سر داغ

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز