لغت نامه دهخدا
فانی طرون. [ ] ( معرب، اِ ) سپستان. ( فهرست مخزن الادویه ).
فانی طرون. [ ] ( معرب، اِ ) سپستان. ( فهرست مخزن الادویه ).
سپستان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در قید حسن صورت فانی چه فایده کسب کمال کن که ترا آن مناسب است
💡 با اینکه هیچ علاقهای به سیاست نداشت در ۱۳۲۰ همزمان با جریانات جنگ جهانی دوم به ایران بازگشت و همسرش پس از به دنیا آوردن فرزند دوم به نام محمّد، دار فانی را وداع گفت
💡 در کف امرش زمام فانی و پاینده را زنده کند مرده را شهی دهد بنده را
💡 فانی ز کام و عیش که گردون دهد به خلق هیچم چو مینیاید از آنم نمیدهد
💡 فقر: عدم تملک و مالکیت صوفی است تا چیزی را به خود اضافه کند آنچنان که از خود فانی شود و به خدا رسد.