فالج زده
مترادفها
فلج
متضادها
سالم، تندرست
فرهنگ عمید
= فلج
فرهنگ فارسی
( صفت ) آن که مبتلی به فالج است.
جمله سازی با فالج زده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جماع با شكم پر در اول شب موروث بيمارى قولنج و فالج و لقوه و نقرس و سنگ وتقطير بول و فتق و ضعف چشم و كم نورى مى شود.