غوغا براوردن
مترادفها
جنجال به پا کردن، آشوب به پا کردن، هیاهو کردن
متضادها
آرام کردن، سکوت کردن، آرامش بخشیدن
لغت نامه دهخدا
( غوغا برآوردن ) غوغا برآوردن. [ غ َ / غُو ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) بانگ و فریاد برآوردن. هیاهو کردن:
وز آنجا برآورد غوغا که دزد
ثواب ای جوانان و یاری و مزد.سعدی ( بوستان ).
فرهنگ فارسی
( غوغا بر آوردن ) ( مصدر ) بانگ و فریاد بر آوردن هیاهو کردن.
جمله سازی با غوغا براوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دکارت پس از محاکمهٔ گالیلئو گالیله در ۱۶۳۳ بسیار ترسید و چون از غوغای مذهبی پرهیز میکرد کتاب عالم که در آن به فلسفه و از جمله فرضیهٔ زمین مرکزی اشاره کرده بود و تکمیل هم شده یود را منتشر نکرد.
💡 در اینجا شورش و غوغا هم از تست که این دم گرمی و سودا هم از تست
💡 يا چونان پاره هاى ابر كه زود پراكنده مى گردد، پس در ميان آن آشوب و غوغا بپاخاستم تا آنكه باطل از ميان رفت، و دين استقرار يافته، آرامشد.)(262)
💡 فرمان عشق و عقل به یک جای نشنوند غوغا بود دو پادشه اندر ولایتی
💡 نالدم در سینه دل بیهمنفس از سوز جان نه کند غوغا بود مرغی چو تنها در قفس
💡 غوغا فیلمی به کارگردانی و نویسندگی سعید سهیلی محصول سال ۱۳۸۱ است.