لغت نامه دهخدا
( غفران مآب ) غفران مآب. [ غ ُ م َ ] ( ص مرکب ) مرحوم. مغفور. غفران پناه. عنوانی است که درباره مردگان گویند.
( غفران مآب ) غفران مآب. [ غ ُ م َ ] ( ص مرکب ) مرحوم. مغفور. غفران پناه. عنوانی است که درباره مردگان گویند.
( غفران مآب ) = غفران پناه
( صفت ) ( عنوانی که قبل از اسم مرده آورند ) غفران پناه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شکرلله چشم ما روشن به دیدار شما بعد از آن غفرانمآبست ای مشارالسلطنه
💡 حضرت در حق او دعا كرد و گفت: پروردگارا! زنانى را كه خود را پوشيده نگه مىدارند، مشمول رحمت و غفران خود بگردان، سپس فرمود:
💡 نی گرفتم هر چه درگیتی گنه من کردهام یا ببخشا یا بکش این قهر وآن غفران تو
💡 تلمبه عباس غفرانی یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در بخش مرکزی شهرستان بم واقع شدهاست.
💡 بارالها! برترين رحمت و غفران خود را بر ارواح همه نامداران و بى نشانهاى خطه علم وشهادت به ويژه امام راحل خمينى كبير (رحمه الله )نازل بفرما.
💡 غرق غفران باد روحش وین دعا را بیخلاف جبرئیل آمین فرستاد است گویی نیست هست