غضبان فلک
مترادفها
خشمگین آسمان
لغت نامه دهخدا
غضبان فلک. [ غ َ ن ِ ف َ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب عالمتاب است و او را صاحب التاج هم گویند. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). آفتاب. ( فرهنگ رشیدی ). || ( اِخ ) کنایه از ستاره مریخ هم هست و او در آسمان پنجم میباشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کنایه از آفتاب عالمتاب است و او را صاحب التاج هم گویند کنایه از ستاره مریخ هم هست و او در آسمان پنجم میباشد
جمله سازی با غضبان فلک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لذا بـلا فـاصـله (مـوسـى خـشـمـگين و اندوهناك به سوى قوم خود بازگشت ) (فرجعموسى الى قومه غضبان اسفا).
💡 طعمه بگرفتن به خشم از کام شیر گرسنه صید بگرفتن به قهر از پنجهٔ غضبان پلنگ
💡 عفوش آنکس بیشتر یابد که جرمش بیشتر حلمش آنگه چیر ه تر باشد که او غضبان بود
💡 استاد (عادل غضبان )، شخصيت اجتماعى و ادبى معروف مصر و مدير مجله (الكتاب )،ضمن مقالاتى كه در مجله خود درباره (الغدير) انتشار داده است مى نويسد:
💡 از مسلمانان هيچ كس نبود كه با او همتراز تواند شد؛ لاجرم على مرتضى عليه السلامچون شير غضبان بر وى در آمد و رجز خواند:
💡 و المغاضبة هاهنا من المفاعلة الّتی تکون من واحد کالمسافرة و المعاقبة، فمعنی قوله: «مُغاضِباً» ای غضبان.