لغت نامه دهخدا
غارالاسکندرانی. [ رُل ْ اِ ک َ دَنی ی ] ( ع اِ مرکب ) رجوع به ذافنی اسکندرانی در همین لغت نامه شود.
غارالاسکندرانی. [ رُل ْ اِ ک َ دَنی ی ] ( ع اِ مرکب ) رجوع به ذافنی اسکندرانی در همین لغت نامه شود.
( اسم ) رخت غار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غار غرور است در نهاد تو پنهان غور چنین غار آشکار نیابی
💡 ای کاش یار غار نرفتی ز دست من اکنون که پای بر دم مار اوفتادهایم
💡 پلنگ گرسنه آمد ز کوهسار بزیر بسوی غار شد اندر هوای طعمه، روان
💡 زان دم که تو خفتهای درین غار گردنده سپهر، گشته بسیار
💡 در گذشته مردم از این غار با نام غار «هوهو» نیز یاد میکردند.
💡 دریا به جوش از تو که بیمثل گوهری کهسار در خروش که ای یار غار ما