عینک دان

مترادف‌ها

جعبۀ عینکی، قاب عینک

لغت نامه دهخدا

عینک دان. [ ع َ / ع ِ ن َ ]( اِ مرکب ) قاب عینک و قوطی که در آن عینک را حفظ میکنند. ( ناظم الاطباء ). جلد عینک. رجوع به عینک شود.

فرهنگ فارسی

قاب عینک و قوطی که در آن عینک را حفظ میکنند

جمله سازی با عینک دان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مهمترین دلیل شهرت وی، اختراع عمل جراحی لیزیک است که به کمک آن افراد دارای ضعف بینایی می‌توانند بدون استفاده از عینک دید طبیعی خود را بازیابند.

💡 صبح پیری نیست گر صبح قیامت، از چه کرد پیش چشم من ز عینک نصب، میزان حساب

💡 نظر تا داشتم بر خود نمی دیدم دو عالم را دو عالم چون دو عینک گشت تا از خود نظر بستم

💡 منابع طبیعی مس دارد، مشهور به‌نام مس عینک لوگر می‌باشد که یکی از بهترین مس‌های جهان شناخته شده‌است.

💡 عینک از آیینه زانوی خود کن چون حباب تا در او چون جام جم هر چیز خواهی بنگری

💡 در سال ۱۴۰۱ اولین کارخانه تولید فریم عینک ایران در چابهار راه‌اندازی شده‌است.

💡 او با دقت بسیار زیاد، عینک خود را داخل عینک دان چرمی‌اش قرار داد و آن را درون کیف بزرگ خود برای استفاده در آینده گذاشت.

💡 اگر عینک دان خود را در خانه جا بگذارید، ممکن است در طول سفر با مشکل مواجه شوید، چون عینک‌های حساس به جابجایی آسیب‌پذیر هستند.

💡 این عینک دان با طراحی مدرن و پوشش داخلی نرم، بهترین محافظتی را برای جلوگیری از خط و خش افتادن روی عدسی‌های عینک شما فراهم می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران