لغت نامه دهخدا
عین الجر. [ ع َ نُل ْ ج َرر ] ( اِخ ) جایگاهی است مشهور به بقاع، بین بعلبک و دمشق. گویند نوح ( ع ) از این شهر به سفینه خود سوار گشت. ( از معجم البلدان ).
عین الجر. [ ع َ نُل ْ ج َرر ] ( اِخ ) جایگاهی است مشهور به بقاع، بین بعلبک و دمشق. گویند نوح ( ع ) از این شهر به سفینه خود سوار گشت. ( از معجم البلدان ).
جایگاهی است مشهور به بقاع بین بعلبک و دمشق گویند نوح ( ع ) از این شهر به سفینه خود سوار گشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اشاقک و اللیل ملقی الجران غراب ینوح علی غصن بان
💡 در سال ۲۰۰۹، چائو وارد انجمن آمریکاییهای شاخص هوراسیو الجر شد. همچنین کالج نیاک به وی دکترای افتخاری عالی ادبی اعطا کرد. در سال ۲۰۱۰، موزهٔ چینیها در آمریکا با راهاندازی جایزهٔ دستاورد برجستهٔ خود برای خانوادهٔ چائو، از او تقدیر کرد؛ نخستینبار در تاریخ ۱۳۰سالهٔ این موزه بود، که چنین افتخاری نصیب یک نفر میشد.
💡 عن ابى عبدالله (ع ) - ((قال من اكل الجر جيربالليل ضرب عليه عرق الجذام من انفه و بات ينزف الدم ))(375)