لغت نامه دهخدا
عنزهانی. [ ع ُ زُ نی ی ] ( ع ص ) مردی که طرب و جماع دوست ندارد و بازگردنده از آن، و یا ناکس، و یا آنکه نپوشد کینه صاحب خود را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مرد رویگردان از لهو و از زنان، که از آنها به طرب نیاید واز آنها دور شود، و گویند مرد لئیم و پست و گویند مردی که بغض و کینه صاحب خویش را کتمان نکند. ( از اقرب الموارد ). عِنزَهْو. عِنزَهْوة. عِزْه. عَزِه. عِزهی ̍. عِزهی. عِزهاة. عِزهاء. ( از اقرب الموارد ).