عنان بازگرفتن
مترادفها
افسار بازپس گرفتن، مهار مجدد کردن
متضادها
رها کردن، وا گذشتن
لغت نامه دهخدا
عنان بازگرفتن. [ ع ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) جلوگیر آمدن. درصددمتوقف ساختن برآمدن. از حرکت بازایستادن. متوقف ساختن. به توقف داشتن. واداشتن به ایستادن:
اجل ناگهت بگسلاند رکیب
عنان باز نتوان گرفت از نشیب.سعدی. || رام و مطیع ساختن:
چون دل از دست بدر شد مثل کره توسن
نتوان بازگرفتن به همه شهر عنانش.سعدی ( کلیات چ فروغی ص 181 ).
فرهنگ فارسی
جلوگیر آمدن در صدد متوقف ساختن بر آمدن
جمله سازی با عنان بازگرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یکی از متداولترین تمرینات برای بازگرفتن حواس، سوق دادن توجه به سمت تنفس و مشاهده آن بدون تلاش برای کنترل است. چرا که ارتباط با حواس و محرکهای بیرونی همگی به تدریج قطع میگردد.
💡 اما آنچه را تو در هواى آن هستى، نيرنگى است در بازگرفتن كودك از شير؛ زيرا بهجان خودم سوگند اگر به ديده عقل و بدون دخالت هواى نفس در آن مى نگريستى، مرابيگناه ترين فرد قريشى در خون عثمان مى يافتى. اين را هم بدان كه تو از طلقايى(384) و از كسانى مى باشى كه شايستگى خلافت و حضور در مجلس مشورت راندارند.
💡 خداوند در این آیه به محمد اطمینان میدهد که وی را رها نکردهاست و اگر وحی هم برای مدتی منقطع شود این یک مجالی است به تو و روح تو و نه بازگرفتن عنایتش.
💡 رهبران سیاسی باید با مدیریت صحیح، عنان بازگرفتن از مسیرهای اشتباه و کنترل صحیح امور را برای پیشرفت کشور خود فراهم کنند.
💡 وقتی اوضاع بحرانی شد، مدیر شرکت تصمیم گرفت با تغییر استراتژیهای مدیریتی، عنان بازگرفتن از روند سقوط فروش محصولات را در دستور کار قرار دهد.
💡 در متون ادبی کلاسیک، شخصیتهای قهرمان اغلب در لحظات سرنوشتساز با شجاعت، عنان بازگرفتن از مسیر ترس و تردید را برای پیروزی بر میگیرند.