علی محتسب

لغت نامه دهخدا

علی محتسب. [ ع َ ی ِ م ُ ت َ س ِ ] ( اِخ ) ابن زیاد اسکندری. مشهور به محتسب و مکنی به ابوالحسن. متکلم بود و در سال 334 هَ. ق. درگذشت. وی تصنیفاتی برای اهل سنت و مناظراتی با معتزله نیز دارد. او راست: 1- کتاب التوحید. 2- کتاب الموجز. ( از معجم المؤلفین از الدیباج ابن فرحون ص 193 ).

فرهنگ فارسی

ابن زیاد اسکندری مشهور به محتسب و مکنی به ابوالحسن متکلم بود و در سال ۳۳۴ قمری درگذشت وی تصنیفاتی برای اهل سنت و مناظراتی با معتزله نیز دارد

جمله سازی با علی محتسب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز سنگ محتسب شهر غم مخور ساقی سپرده ایم به پیر مغان سبوی تو را

💡 موسم بهاران است دور دور مستان است محتسب غزلخوان است شیخ باده نوش آمد

💡 بیا مستان بی‌حد بین به بازار اگر تو محتسب در احتسابی

💡 محتسب چند ز کین شیشه ما می‌شکنی شرم کن از می اگر رحم به ما می‌نکنی

💡 بیار باده و با محتسب بگو چون است که خون دشمن دین را به خود حلال کنم

💡 گر نیاید بر سر انصاف صائب محتسب می گشاید زور می آخر در میخانه را

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز