علی عدوی
لغت نامه دهخدا
علی عدوی. [ ع َ ی ِ ع َ دَ ] ( اِخ ) ابن احمدبن مکرم اﷲ صعیدی عدوی مالکی ازهری. رجوع به علی صعیدی شود.
علی عدوی. [ ع َ ی ِ ع َ دَ ] ( اِخ ) ابن محمد شمشاطی عدوی. مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی شمشاطی شود.
علی عدوی.[ ع َ ی ِ ع َ دَ ] ( اِخ ) ابن محمد عدوی شمشاطی. مکنی به ابوالحسن و ابوالقاسم. رجوع به علی شمشاطی شود.
علی عدوی. [ ع َ ی ِ ع َ دَ ] ( اِخ ) ابن مسافر عدوی. متکلم بود و در سال 557 هَ. ق. درگذشت. ( از معجم المؤلفین ج 7 ص 241 ).
جمله سازی با علی عدوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عدوی دولت او چون بدست گیرد جام شراب زهر کند روزگار در جامش
💡 تیغت هنوز نامده بیرون از نیام برداشته خدای عدوی تو از میان
💡 بانتقام عدو، شخص خویش رنجه مدار که خود فلک ز عدوی تو انتقام کند
💡 تشنهٔ خون عدوی تو بود تا باشد سیر ازین آب نگردید چو ماهی خنجر
💡 بر عزم آن که ریزد خون عدوی تو هر روز بامداد کشد خنجر آفتاب
💡 بر چهره عدوی تو نشکفت هیچ گل کاندر دلش نرست ز اندیشه خار تو