لغت نامه دهخدا
علی نخلی. [ ع َ ی ِ ن َ ] ( اِخ ) ابن احمدبن موسی بن علی جلاد راکبی نخلی حنفی. رجوع به علی جلاد شود.
علی نخلی. [ ع َ ی ِ ن َ ] ( اِخ ) ابن احمدبن موسی بن علی جلاد راکبی نخلی حنفی. رجوع به علی جلاد شود.
ابن احمد بن موسی بن علی جلاد راکبی نخلی حنفی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دستمزد باغبانِ نخلِ خواهش آبلهست این چنین نخلی چرا در سینه بنشاند کسی!
💡 نخلی دو، تر و تازه ام از باغ رود کز عیسی و از مریم شان باد درود
💡 می کشد قامت به قدر ریشه هر نخلی که هست هر قدرپستی فزونتر، سرفرازی بیشتر
💡 نخلی که ز سرچشمهٔ کوثر شده سیراب از میوهٔ مقصود چو طوبی به بر آمد
💡 سرخسهای نخلی گیاهان مخروطداری هستند که با مخروطیان خویشاوندی دارند.
💡 نشکفد غنچه مقصد تو از روضه ی قدس در جگر تا نخلی نخل خار مغیلانی چند