لغت نامه دهخدا
علی سوادی. [ ع َ ی ِ س َ ] ( اِخ )ابن علی سوادی کوکبانی. رجوع به علی کوکبانی شود.
علی سوادی. [ ع َ ی ِ س َ ] ( اِخ )ابن علی سوادی کوکبانی. رجوع به علی کوکبانی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صفحة شعر تو فیّاض چنان روحفزاست که کس از راه بیابان به سوادی برسد
💡 مسئولین پایگاه هدف از ایجاد آن را دفاع از جان و دارایی مردم، مبارزه بافقر، مبارزه با بی سوادی و… عنوان میکنند.
💡 بود سایهاش ملک هندوستان که گردون ندیده سوادی چنان
💡 سوادی نیست آزادی که روشن یاریش کردن خط گرداب میخواند اسیر حلقهٔ مویش
💡 بیت سوادی، روستایی از توابع بخش مشراگه شهرستان رامشیر در استان خوزستان ایران است.