لغت نامه دهخدا
علی رامی. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ ) ابن قاسم سعدی حلبی رامی. او راست: التعلیم و الاعلام فی رمی السهام، که آن را برای امیر برسبای چرکسی تألیف کرد. ( از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 425 ).
علی رامی. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ ) ابن قاسم سعدی حلبی رامی. او راست: التعلیم و الاعلام فی رمی السهام، که آن را برای امیر برسبای چرکسی تألیف کرد. ( از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 425 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون سحر خمیازه آغوش فنا رامیکند ما ز فرصت غافلان سرخوش که ساغر میزنیم