لغت نامه دهخدا
علی بنانی. [ ع َ ی ِ ب َ ] ( اِخ ) ابن حکم بنانی، مکنّی به ابوالحکم. محدث بود و ابوالاشهب از او روایت کرد. و نیز رجوع به ابوالحکم ( علی بن... ) شود.
علی بنانی. [ ع َ ی ِ ب َ ] ( اِخ ) ابن حکم بنانی، مکنّی به ابوالحکم. محدث بود و ابوالاشهب از او روایت کرد. و نیز رجوع به ابوالحکم ( علی بن... ) شود.
ابن حکم بنانی مکنی به ابوالحکم محدث بود و ابوالاشهب از او روایت کرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دست صبر ز خالق نعیم باقی گیر بخوان خلق بنانی مشو بنان آلا
💡 سگ که از خوان کس امید بنانی دارد گرش از خانه برانند زدر نشکیبد
💡 دردا و دریغا که شود ضایع و باطل زین نوع بنانی و ازین جنس بیانی
💡 بر توانگر و درویش شکر کم گوید گدا چو از در حاتم رود بنانی خشک
💡 ور بنانی نرسیم از در او بر در او چون سگ از فاقه بمیریم و بدرها نرویم
💡 زهی سحاب بنانی که دفتر فرمان ز رشحه قلمت چشمه سار حیوان شد