لغت نامه دهخدا
علی بستی. [ع َ ی ِ ب ُ ] ( اِخ ) ابن محمدبن حسین بن یوسف بن محمدبن عبدالعزیز بستی مکنّی به ابوالفتح و ملقّب به نظام الدین، شاعر شهیر قرن چهارم هجری. رجوع به ابوالفتح بستی و نیز رجوع به علی ( ابن محمدبن حسین بن... ) شود.
علی بستی. [ع َ ی ِ ب ُ ] ( اِخ ) ابن محمدبن حسین بن یوسف بن محمدبن عبدالعزیز بستی مکنّی به ابوالفتح و ملقّب به نظام الدین، شاعر شهیر قرن چهارم هجری. رجوع به ابوالفتح بستی و نیز رجوع به علی ( ابن محمدبن حسین بن... ) شود.
ابن محمد بن حسین بن یوسف بن محمد بن عبدالعزیز بستی مکنی به ابوالفتح و ملقب به نظام الدین شاعر شهیر قرن چهارم هجری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدو کردند نی بستی حواله چو موسیقار پر فریاد و ناله
💡 دل اندر مهر من بستی و آنگاه ز من حاصل به جز خون جگر نه
💡 صد عهد به بستی و هم آنگه بشکستی ما را به از این بود بعهد تو گمانی
💡 دلم را تو بدین گفتار خستی چو جانم را بدین زنهار بستی
💡 گفت یا رب توبه کردم زین شتاب چون تو در بستی تو کن هم فتح باب
💡 از برای چه تو بر بستی ورا وز برای چه تو بشکستی ورا