لغت نامه دهخدا
عصفورالاکاف. [ ع ُ رُل ْ اِ ] ( ع اِ مرکب ) چوبی است که در میان پشم آگند بندند. ( منتهی الارب ).
عصفورالاکاف. [ ع ُ رُل ْ اِ ] ( ع اِ مرکب ) چوبی است که در میان پشم آگند بندند. ( منتهی الارب ).
چوبی است که در میان پشم آکند بندند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عقل محیط را چه به درک کمال تو عصفور را چگونه شود عرش، آشیان
💡 به گلشنی که کند سایه چتر دولت او کند ز بال هما فرش آشیان عصفور
💡 و ذلک عصفور رای بازیا علی مقام غراب ثم شالت نعامته
💡 طایر عقل فروریخت پر از صولت عشق پیش شهباز چه پرواز نماید عصفور
💡 چه عجب باشد اگر صید تو گردد دلها؟ عشق چون باز نجیب آمد و جانها عصفور