عزیز وار

لغت نامه دهخدا

عزیزوار. [ ع َ زیزْ ] ( ق مرکب ) عزیزسان. گرامی وار. همانند مردم ارجمند:
من داشته ام عزیزوارش
تو نیز چو من عزیز دارش.نظامی.

فرهنگ فارسی

عزیزسان گرامی وار

جمله سازی با عزیز وار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خواهم اندر عقبش رفت به یاران عزیز شخصم ار باز نیاید، خبرم باز آید

💡 دل عزیز به این تیره خاکدان چه دهی؟ به مفت یوسف خود را به کاروان چه دهی؟

💡 عزیز و نوه‌اش حمید، بی‌خبر خانواده به مشهد می‌روند. حمید به دنبال تماشای مسابقه فوتبال است، اما عزیز مخالف اوست…

💡 جانب بلبل عزیز و خاطر گل نازک است در چنین فصل بهاری توبه کردن خوب نیست

💡 تلمبه ماشاالله عزیز، یک آبادی از توابع بخش راین، شهرستان کرمان در استان کرمان ایران است.

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز