عزی ئیل

لغت نامه دهخدا

عزی ئیل. [ ] ( اِخ ) عزئیل ( بمعنی کسی که خداوند او را تقویت وتسلی میدهد ). نام سه تن است: 1- پسر چهارمین قهات، و پدر عزی ئیلیان که پسرش الیصافان رئیس خانواده قهاتیان بود، و عمیناداب که از بنی عزی ئیل نیز رئیس بود،یعنی در ایام داود. 2- رئیس شمعونی که در ایام حزقیا او و برادرانش اولاده یشعی را که هم از اولاد عمالقه در وادی جدور بود نابود ساختند. 3- شخص لاوی از خانواده یدوثون که در تطهیر و تقدیس هیکل بعد از آنکه آحاب آن را تدنیس نموده بود. ( از قاموس کتاب مقدس ).

فرهنگ فارسی

عزئیل نام ( بمعنی کسی که خداوند او را تقویت و تسلی میدهد ) نام سن است: ۱ - پسر چهارمین قهات و پدر عزی ئیلیان که پسرش الیصافان رئیس خانواده قهاتیان بود و عمینا داب که از بنی عزی ئیل نیز رئیس بود یعنی در ایام داود ۲ - رئیس شمعونی که در ایام حزقیا او و برادرانش اولاده یشعی را که هم از اولاد عمالقه در وادی جدور بود نابود ساختند ۳ - شخص لاوی از خانواده یدوثون که در تطهیر و تقدیس هیکل بعد از آنکه آحاب آنرا تدنیس نموده بود

جمله سازی با عزی ئیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مهرهٔ شادی و شاه طرب حاسد تو هست در ششدرهٔ محنت و دربند عزی

💡 از پی قوت جان مایل ضعف بدنم نفس عزی و بدن بتکده من بت شکنم

💡 این که می‌بینی بتانند، ای پسر گرچه نامد نامشان عزی و لات

💡 این دهد مژده به عزی بیحساب و بیعدد وان کند عهده به ملکی بیکران و بیشمار

💡 بندگی کن بیش از این دعوی مجوی مرد حق شو عزت از عزی مجوی

💡 گفت ای عزی تو بس اکرامها کرده‌ای تا رسته‌ایم از دامها

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز