عرقچین دوز
لغت نامه دهخدا
عرقچین دوز. [ ع َ رَ ] ( نف مرکب ) عرقچین دوزنده. دوزنده عرقچین. آنکه حرفه او دوختن عرقچین و شبکلاه باشد. رجوع به عرقچین شود.
فرهنگ فارسی
عرقچین دوزنده دوزنده عرقچین
جمله سازی با عرقچین دوز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اِرَقچی (عرقچین)، یک نوع سرپوش کلاه بوده یعنی به صورت کلاه بر روی سراستفاده میشده و باعث شده که چارقد روی عرقچین به خوبی خودش را نگه دارد و سُر نخورد.
💡 از اسناد و مدارک یافت شده در چین دربارهٔ زره، پادری و سپر نمدی آمدهاست. در گورهای عصر برنز آلمان نمدهایی یافت شدهاست. نویسندگان کلاسیک دربارهٔ نمد بسیار گفته و آن را به ایران نسبت دادهاند، در گورهای سکاها اشیاء نمدی زیادی چون پرده، قالی و عرقچین اسب یافت شدهاست.
💡 کیپا (به عبری: כיפה، تلفظ: کیپِه، جمع آن: כיפות، تلفظ: کیپوت) (به عربی: الكيباه یا الكِبة)، همریشه با «کُپّه» در فارسی و «قُبَّة» در عربی، معادل «گنبد» در فارسی (همگی به یک برجستگی گرد گفته می شوند) یا یارمولکا (به ییدیش: ירמולקא)، که عرقچین یهودی هم گفته میشود، یک نوع کلاه است که بهطور سنتی یهودیان بر سر میگذارند.
💡 مسابقه روسری در حالی انجام میشود که دولت دانمارک در تلاش است، استفاده از نمادهای مختلف مذهبی، از جمله حجاب، صلیب، عرقچین یهودی و عمامه هندی را در کشور ممنوع کند.
💡 در منطقه سیستان از همان دوران کودکی کلاه بر سر میگذاشتند و آن را در زمستان و تابستان مورد استفاده قرار میدادند. کلاهی که مردان در خانه میپوشیدند عرقچین نام دارد که از جنس پارچه نخی است و کنارههای آن با نخ ابریشمی دستدوزی میشود. مردان سیستان از چند نوع کلاه استفاده میکردند: