لغت نامه دهخدا
طیب اﷲ روضته. [ طَی ْ ی َ بَل ْ لا هَُ رَ ض َ ت َه ْ ] ( ع جمله فعلیه دعایی ) هنگام بیاد آوردن مردی ازجهان رفته گویند، یعنی پاکیزه گرداناد خدای مرغزار او را ( کنایه از مرقد ).
طیب اﷲ روضته. [ طَی ْ ی َ بَل ْ لا هَُ رَ ض َ ت َه ْ ] ( ع جمله فعلیه دعایی ) هنگام بیاد آوردن مردی ازجهان رفته گویند، یعنی پاکیزه گرداناد خدای مرغزار او را ( کنایه از مرقد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشکین ز طیب نافه خلقش مشام گل روشن ز گرد موکب او چشم توتیا
💡 نیاید از دم روحالقدس این طیب طوبیلک که از یکبوی جانپرور جهانی شادمان کردی
💡 این روستا در دهستان طیبی سرحدی شرقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۲ نفر (۸خانوار) بودهاست.
💡 دمیده نرگس و بویش دمان چنانکه کسی میان مجمر سیمین نهد بر آتش طیب
💡 این روستا در دهستان طیبی سرحدی شرقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۸ نفر (۱۱خانوار) بودهاست.