لغت نامه دهخدا
طهر مثواه. [ طَ هََ رَ م َث ْ ] ( ع جمله فعلیه دعایی ) به معنی پاکیزه باد جایگاه وی، و آن را هنگام درود فرستادن بسوی مردگان ادا کنند.
طهر مثواه. [ طَ هََ رَ م َث ْ ] ( ع جمله فعلیه دعایی ) به معنی پاکیزه باد جایگاه وی، و آن را هنگام درود فرستادن بسوی مردگان ادا کنند.
( جمله فعلی دعایی )پاکیزه باد جایگاه ( قبر ) او. ( پس از ذکر نام مرده گویند ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 O در تفسير ( انّه ربّى احسن مثواى ) دواحتمال داده اند: الف: خداوند پرودگار من است كه مقام مرا گرامى داشته و من به او پناهمى برم. ب: عزيز مصر ربّ من است و من سر سفره او هستم و درباره ى من به تو گفت:(( اكرمى مثواه )) و من به او خيانت نمى كنم.
💡 ديه الهى عزيز مصر، يوسف را بخريد و خواص و اهلش را به خدمت وىمشغول گردانيد. اهلش را گفت: اكرمى مثواه (526)؛ حق تعالى تو رابخريد و ملايكه ملكوت را فرمود تا بعضى حافظان تو باشند كه: و ان عليكملحافظين (527)؛ و بعضى دبيران تو باشند: و كراما كاتبين (528)؛ بعضى وكيل داران و عذر خواهان تو باشند: و يستغفرون لمن فىالارض (529).
💡 (رزق كريم ) روزى نفيس (2)؛ (اجر كريم ) مزدى محترمانه و توام بابزرگداشت (3)؛ (كتاب كريم ) نامه اى گرامى و ارزشمند(4)، و (مقام كريم )جايگاهى والايى در جامعه.(5) آن نجيب زاده مصرى كه يوسف نوجوان را به خانه خودمى برد به همسرش در مورد او سفارش مى كند كه (اكرمى مثواه ) جايى كه به او مىدهى محترمانه و والا باشد.(6)
💡 عزيز مصر، يوسف را بخريد و خواص و اهلش را به خدمت وىمشغول گردانيد. اهلش را گفت: اكرمى مثواه (526)؛ حق تعالى تو رابخريد و ملايكه ملكوت را فرمود تا بعضى حافظان تو باشند كه: و ان عليكملحافظين (527)؛ و بعضى دبيران تو باشند: و كراما كاتبين (528)؛ بعضى وكيل داران و عذر خواهان تو باشند: و يستغفرون لمن فىالارض (529).
💡 در ميان مفسران گفتگوى بسيار است، اكثر مفسران چنانكه مرحوم طبرسى در مجمع البيان ونـويـسـنده المنار در المنار مى گويد رب را به معنى وسيع كلمه گرفته اند و گفته اندمـنـظـور از آن عـزيـز مـصر است، كه در احترام و اكرام يوسف، فرو گذار نمى كرد، و ازهمان آغاز كار سفارش يوسف را با جمله اكرمى مثواه به همسرش نمود.