لغت نامه دهخدا
طریق العنصل. [ طَ قُل ْ ع ُ ص ُ ] ( اِخ ) راهی است بین بصره و یمامه. ( منتهی الارب ).
طریق العنصل. [ طَ قُل ْ ع ُ ص ُ ] ( اِخ ) راهی است بین بصره و یمامه. ( منتهی الارب ).
راهیست بین بصره و یمامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرو ماندم از چاره همچون غریق برون از مدارا ندیدم طریق
💡 تا بود بر طریق هدا بود مقتدا منهاج خلق و قبله خاص و عوام شد
💡 زان طریق فصاحت او سپرد تا که جاهل بدان فریب خورد
💡 طریق و مذهب عاشق چنانست که هر کو خودنکشت از عاصیانست
💡 طریق ادب را نکو پاس دار که نخل ادب، دولت آرد به بار
💡 اگر خواهی که ننشینی جگر خون منه پا از طریق شرع بیرون