لغت نامه دهخدا
طبلک نواز. [ طَ ل َ ن َ ] ( نف مرکب )آنکه طبلک نوازد: دردبی؛ طبلک نواز. ( منتهی الارب ).
طبلک نواز. [ طَ ل َ ن َ ] ( نف مرکب )آنکه طبلک نوازد: دردبی؛ طبلک نواز. ( منتهی الارب ).
۱ - آن که طبلک نوازد. ۲ - بازیار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که چون طبلک شه برآرد خروش بود کان خروشش نیاید بگوش
💡 عاقلی گفتش مزن طبلک که او پختهٔ طبلست با آنشست خو
💡 در آن آماج کاو کردی کمان باز ز طبل زُهره کردی طبلک ِ باز
💡 تا رمیدی مرغ زان طبلک ز کشت کشت از مرغان بد بی خوف گشت
💡 سالها این مرگ طبلک میزند گوش تو بیگاه جنبش میکند
💡 کودکی کو حارس کشتی بدی طبلکی در دفع مرغان میزدی