طبر خونی

لغت نامه دهخدا

طبرخونی. [ طَ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب به طبرخون. قرمز. سرخ. سرخ رنگ:
گر خون تو نخورد بشب گردون
پس کوت آن رخان طبرخونی.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به طبر خون قرمز.

جمله سازی با طبر خونی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خونی که چشم مست تو با دل روانه کرد بازتچه گفت غمزه کز آن در ندامتی

💡 در عهد تو خونی که بریزد، دیتش نیست مجنون شده عشق تو گو عاقله کش باش

💡 بند آورنده خون به صورت ضماد در رفع التهابهای سطحی بدن و جوشانده آن در اخلاط خونی، خونرویهای رحمی (خونروی در فواصل قاعدگی) و کلیه خونروی توصیه می شود.

💡 کشیدی تیغ و ساغر، گشتی آتش، گفتیم چونی سرت گردم چه سانم؟ زندگی را تشنهٔ خونی

💡 تمساح خونی نخستین بار در ۱۳ بهمن ۱۴۰۲ در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و پرمخاطب‌ترین فیلم این جشنواره بود. این فیلم در ۱۶ اسفند ۱۴۰۲ در سینماهای ایران اکران شد.

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز