لغت نامه دهخدا
طاس افلاک. [ س ِ اَ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از قبه آسمان است.
طاس افلاک. [ س ِ اَ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از قبه آسمان است.
کنایه از قبه آسمان است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن وقت که این انجم و افلاک نبود وین آب و هوا و آتش و خاک نبود
💡 اهلی نشد آسوده دل از طارم افلاک آسایش مخور غم از طارم تاک است
💡 تا آتشیست جامۀ خورشید گرم رو تا ناخوشیست پیشۀ افلاک خام کار
💡 بلبل ما هر زمان بر شاخساری می نشست بیضه افلاک ما را زیر بال و پر نبود
💡 به کین اهلی از آن رو همیشهاند افلاک که داغ مهر تواَش در نهاد مییابند
💡 شبی نمیگذرد کز غمت نمیگذرد شرار آهم از انجم فغانم از افلاک