لغت نامه دهخدا
ضیاپاش. ( نف مرکب ) ضیاگستر. ( آنندراج ). روشنائی بخش.
ضیاپاش. ( نف مرکب ) ضیاگستر. ( آنندراج ). روشنائی بخش.
( صفت ) روشنایی بخش ضیا گستر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بهار ۱۳۰۰ سید ضیا برافتاد و احمد قوام جای او را گرفت، با این همه عدلیه باز بسته ماند.
💡 مگو چرا ز تو نفعی نمیرسد به ضیا که من گذشتهام از نفع گو ضرر مرسان/
💡 شمس حقی که نور او از تبریز تیغ زد غرقه نور او شد این شعشعه ضیای من
💡 گفتمش ای از تو روشن خانه ی دل را چراغ گفتمش ای از تو حاصل عالم جان را ضیا
💡 چون سپهر و آفتابی با نصا و با ضیا چون جهان و روزگاری کامگار و کامران
💡 گلاندامی که در باغ لطافت بزم آراید ضیای آفتاب از چاک جیب خویش بنماید