صواب امدن

لغت نامه دهخدا

( صواب آمدن ) صواب آمدن. [ ص َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) درست آمدن. درست بودن. بجا بودن. مصلحت آمدن: امیر گفت: سخت صواب آمد. ( تاریخ بیهقی ).
صواب آید روا داری پسندی
که وقت دستگیری دست بندی.نظامی.چو من بنوازم و دارم عزیزش
صواب آید که بنوازی تو نیزش.نظامی.ورأی همگنان در مشیت است که صواب آید یا خطا. ( گلستان ). رجوع به صواب شود.

فرهنگ فارسی

( صواب آمدن ) درست آمدن

جمله سازی با صواب امدن

💡 مست گشتی، زان خطا دانی صوابی را همی وین نباشد جز خطا، وز مست ناید جز خطا

💡 و امت را به سوى ضلالت و معصيت دعوت كند ولى نظريه هياءت حاكمه به خاطر عصمتىكه برايش فرض كرديم جز به راه صواب دعوت نمى كند.

💡 پروردگارا! راه ميانه و سرچشمه هدايت را به ما نشان ده تا آن را پى گيريم و لغزشهايمان را به صواب بدل كن و دلهايمان را پس از هدايت منحرف مكن و از نزدت به مارحمتى بخش اى آنكه بخاطر بخشش و بزرگواريش نام ((وهاب )) بخود گرفته است.

💡 بگذر از حرص جهان راه خطا دیگر مرو خود که می یابد صوابی ازخطای این جهان

💡 بت من‌کودک و نازک لب و نازک دهن است زو خطایم چو صواب است و جفایم چو وفا

💡 و درك اين واقعيّت، شايد به فهم معناى آيات قرآنى هم كه خداوند در اين باره فرموده،كـمـكـى بـنـمايد و از ميان وجوه بسيارى كه مفسّران در تفسير اين آيات گفه اند، آن را كهبه صحت و صواب نزديك تر و بهتر است بتوانيم انتخاب كنيم.

خلار یعنی چه؟
خلار یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز