لغت نامه دهخدا
( صفرةالشمس ) صفرةالشمس. [ ص ُ رَ تُش ْ ش َ ] ( ع اِ مرکب ) تَوِش آفتاب. تبش آفتاب. تابش خورشید.
( صفرةالشمس ) صفرةالشمس. [ ص ُ رَ تُش ْ ش َ ] ( ع اِ مرکب ) تَوِش آفتاب. تبش آفتاب. تابش خورشید.
توش آفتاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد از بيان آفرينش آسمانها و حكومت پروردگار بر آنها، سخن از تسخير خورشيد و ماهمى گويد: (او كسى است كه خورشيد و ماه را مسخر و فرمانبردار و خدمتگذار ساخت ) (وسخر الشمس و القمر).
💡 (( و كاءنه كنى بطلوع الشمس من مغربها فى الحديث عن ظهوره (ع ) كما يظهر منبعض الاخبار))(372) )).
💡 و در آخرين آيه مورد بحث به آفرينش شب و روز و خورشيد و ماه پرداخته مى گويد: (اواسـت كـه شـب و روز و خـورشـيـد و مـاه را آفـريـد) (و هـو الذى خـلقالليل و النهار و الشمس و القمر).
💡 120- (( فضل كافل يتيم آل محمد (صلى الله عليه و آله ) عن مواليه، الناشب فىالجهل، يخرجه من جهله و يوضح له ما اشتبه عليه، و يطعمه و يسقيه،كفضل الشمس على السها )) (منية المريد ص 17. تفسير امام حسن عسكرى (عليه السلام)، برگ شمار ندارد).
💡 آنگاه به طرف صحراى كبير مشرق، يعنى اطراف بكتريا عزيمت نمود، تا غائلهقبائل وحشى و صحرانشين آنجا را خاموش كند، چون آنها هميشه در كمين مى نشستند تا بهاطراف خود هجوم آورده فساد راه بيندازند، و انطباق آيه (حتى اذا بلغ مطلع الشمس وجدهاتطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترا) روشن است.