لغت نامه دهخدا
صاع ستان. [ س ِ ] ( نف مرکب ) زکاةخوار یعنی فقیر و محتاج که گندم یا جو در صدقه عید فطر از مردمان غنی ستانند. ( غیاث اللغات ).
صاع ستان. [ س ِ ] ( نف مرکب ) زکاةخوار یعنی فقیر و محتاج که گندم یا جو در صدقه عید فطر از مردمان غنی ستانند. ( غیاث اللغات ).
۱. صاع ستاننده، صاع گیرنده.
۲. [مجاز] فقیر و مستمند که در عید فطر صدقه و فطریه از مردم بگیرد.
زکاه خوار یعنی فقیر و محتاج که گندم یا جو در صدقه عید فطر از مردمان غنی ستانند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرفت از کفش خنجر جان ستان یکی نعره زد نیز زابلستان
💡 تنی دید مانند لاله ستان پر از غنچه ی ناوک جانستان
💡 برخور از عمر و جوانی برخور از فرزند و ملک مر جهان را بهره ده شاها وزو بهره ستان