شیرین گفتاری

لغت نامه دهخدا

شیرین گفتاری. [ گ ُ ] ( حامص مرکب ) صفت و حالت شیرین گفتار. شیرینی و خوشی بیان. شیرین سخنی و خوش بیانی: در مقام شیرین گفتاری و شیرین کلامی درآیند. ( تزوک تیموری، نسخه خطی، از مجله دانش سال 2 شماره 2 ص 83 ). رجوع به شیرین گفتار و شیرین سخنی شود.

فرهنگ فارسی

صفت و حالت شیرین گفتار شیرینی و خوشی بیان.

جمله سازی با شیرین گفتاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای که گفتی غم دل در بر دلدار بگو خود چه گویم که مرا قدرت گفتاری نیست

💡 در ابتدای کتاب خواجه عبدالله پس از مختصر گفتاری به بیان صد میدان می‌پردازد: «از آشنایی تا دوست داری هزار مقامست، و از آگاهی تا بگستاخی هزار منزلست، و این جمله بر صد میان نهاده آمد، والله المستعان».

💡 مرا تو حاصل گفتاری از جهان ای دوست بهای هر نظرت صدهزار جان ای دوست

💡 شعر خوش برمن جهان را ساخت جامی چون قفس شد بلای جان چو طوطی نغز گفتاری مرا

💡 لوگزنبرگ استدلال می‌کند که قرآن در اصل منحصراً به زبان عربی نوشته نشده‌است، بلکه به صورت آمیخته با سریانی، زبان گفتاری و نوشتاری غالب در شبه‌جزیرهٔ عربستان تا قرن هشتم نوشته شده‌است.

💡 جمعیت آن تا سال 2017، 273000 نفر بوده است. زبان گفتاری اصلی تحصیل هندکو است.