لغت نامه دهخدا
شیرلعاب. [ ل ُ ] ( اِ مرکب ) کنایه از عسل وانگبین است. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ) ( آنندراج ).
شیرلعاب. [ ل ُ ] ( اِ مرکب ) کنایه از عسل وانگبین است. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ) ( آنندراج ).
کنایه از عسل و انگبین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوء المزاج خصم تو چون دیر در کشید آن به که شربتش بدهند از لعاب حی
💡 اگر بود همه قطران و قیر طعمهٔ او لعاب او ز چه معنی چو درّ و مرجان است
💡 از تیتانیم زرد در درجه اول به عنوان رنگدانهای برای پلاستیک و لعاب سرامیک و در نقاشی هنری استفاده میشود.
💡 این روزگار دیدۀ من بین که ناگهان شده شیرخواره وز دهنش میچکد لعاب
💡 نه در تصرف جاهل که افسرست و سریر بنطع ملک چنو مهره و دین ملک لعاب