شکنده کام

لغت نامه دهخدا

شکنده کام. [ ش ِ ک َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) بر خلاف مرام. || محروم. || بی طاقت. عاجز. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بر خلاف مرام یا محروم.

جمله سازی با شکنده کام

💡 صف شکنده ای که چون پای نهد به رزمگه برق حسامش افکند بر تن خصم، آذرا

آهنگر یعنی چه؟
آهنگر یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز