لغت نامه دهخدا
شورطاق. ( اِ مرکب ) در شاهد زیر صاحب منتهی الارب این کلمه را معادل عَرْفَج آورده است: اِرْقَطَّ العَرْفَج ُ؛ برگ برآوردن گرفت شورطاق. و رجوع به عرفج و قتاد شود.
شورطاق. ( اِ مرکب ) در شاهد زیر صاحب منتهی الارب این کلمه را معادل عَرْفَج آورده است: اِرْقَطَّ العَرْفَج ُ؛ برگ برآوردن گرفت شورطاق. و رجوع به عرفج و قتاد شود.
در شاهد زیر صاحب منتهی الارب این کلمه را معادل عرفج آورده است ارقط العرفج برگ بر آوردن گرفت شور طاق.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درین مجلس چه طرفی کس ز عشرت می تواند بست که در پیمانه می شور است از چشم حسود اینجا
💡 شور من حق نمک بسیار دارد بر جهان دشمن چشمند اگر مردم فراموشم کنند