شوخ رویی
مترادفها
شوخطبعی، بازیگوشی، شیطنت
متضادها
عبوس بودن، جدی بودن
لغت نامه دهخدا
شوخ رویی. ( حامص مرکب ) وقاحت. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). صفاقت. وقاح. ( یادداشت مؤلف ). خیره چشمی. سترگ روئی. سخت روئی. ( زمخشری ). صفاقة. ( منتهی الارب ). بی شرمی. سماجت:
شوخ رویی مکن که پاک دلان
گه کنند احتمال و گه نکنند.خاقانی.
فرهنگ فارسی
وقاحت صفاقت خیره چشمی
جمله سازی با شوخ رویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نه روی آینه ای در نظر نه آینه رویی چگونه طوطی بی مثل من به حرف در آید
💡 چه نظر بر دل صد پاره ما خواهد کرد؟ لاله رویی که خراجش ز گلستان آید
💡 با رویی، ای بمیرم، تاراج دین و دل با مویی، ای نباشم، یغمای جان و تن
💡 ز فیض عشق دارم لاله رویی درنظر صائب که می چسبد چو داغ لاله بردل خال موزونش
💡 شیخ گفت: از سر غیرت و غلبات وجد که نیکو سر و رویی داری، که در تو نگرد؟
💡 چشم از پی نظارهی روییست، فرو بند پا از پی سیر سر کوییست، نگهدار
💡 شخصیت پرانرژی و شوخ رویی او باعث شده بود که در هر جمعی، همه دوستان و اطرافیان به راحتی با او ارتباط برقرار کنند.
💡 او با شوخ رویی و لبخند همیشگی بر لب، توانست فضای سنگین و متشنج جلسه را به سرعت تغییر داده و آرامش ایجاد کند.
💡 ویژگی شوخ رویی و خوشرویی در برخورد با مشتریان، یکی از عوامل اصلی موفقیت او در مدیریت این فروشگاه بزرگ است.